واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
851
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
كاروانرو - وجود ندارد و در فاصلهء ميان اين دو نقطه بيابان بىآب قزل قوم ممتد است » « 1 » . اين عقيده بعدا رد شده است زيرا كه در زمان حاضر نيز جاده - هاى كاروانرو بين اترار و نور وجود دارند « 2 » . گذشته از اين مىبايد به ياد آوريم كه لشكر مغول در ماه ژانويه [ زمستان ] در بيابان قطع طريق كرد . ظاهرا در آن زمان هنوز نهرهاى كرانهء چپ سيردريا ( سيحون ) متروك نبودهاند و بيابان كمتر وسعت داشته . پيش قراول لشكر مغول به سركردگى طاير بهادر به نزديك نور رسيد . مغولان شبانه از باغهائى كه به ساكنان شهر تعلق داشته عبور كردند . بديهى است كه اين باغها - مانند ديگر جاهاى آسياى ميانه - در فصل تابستان مورد استفادهء ساكنان قرار مىگرفتند و بمنزلهء باغهاى ييلاقى بوده و در آن فصل سال از سكنه خالى بودند . طاير به مغولان فرمود تا درختان را قطع كنند و نردبامهائى تعبيه نمايند ( ظاهرا براى اينكه در صورت محاصرهء شهر به كار آيد ) . ظهور مغولان آنچنان ناگهانى بود كه ساكنان شهر ايشان را كاروانى از بازرگانان پنداشتند و فقط زمانى به خطاى خويش پىبردند كه نخستين افواج به زير حصار شهر رسيده بودند . طاير به مردم شهر تكليف تسليم كرد . و با رضاى وى ايشان رسولى به نزد چنگيز خان فرستادند و وى امر كرد كه شهر را به سبتاى بهادر « 3 » تسليم كنند ( كه ظاهرا در ميان لشكر مقامى والاتر از طاير داشته ) . مردم به خواست سبتاى شهر را خالى كردند و فقط آذوقه
--> ( 1 ) - اسمير نوف ، « آثار باستانى در مسير وسطى و سفلاى سيردريا » ، ص 13 . ( 2 ) - كلاره ، « اترار باستانى » ، ص 16 . ( 3 ) - سبتاى به سمت امير هزاره به جناح چپ تعلق داشته ( رشيد الدين ، چاپ برزين ، بخش XV ، ( متن ، 211 ) ؛ ترجمه ، 141 . )